یادداشت؛

وارونگی ارزش‌های انقلاب در رسانه‌های معاند

رسانه‌های معاند با استفاده ابزاری از نمادهای دینی و اسطوره‌ای، در تلاش برای تحریف ارزش‌های انقلاب اسلامی هستند. یکی از جدیدترین میدان‌های این نبرد روایت‌ها، بازنمایی وارونه «بت‌ستیزی» و نماد «بَعل» در فضای مجازی است.

به گزارش پایگاه خبری آوای محمودآباد، به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» فرامرز نویدتبریزی| در عصر ارتباطات، رسانه‌ها تنها منعکس‌کننده خبر نیستند، بلکه به خط‌مقدم تولید معنا و هویت‌سازی تبدیل شده‌اند. در سال‌های اخیر، فضای مجازی به عرصه نبرد روایت‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و جریان رسانه‌ای معاند تبدیل شده است. در این میدان، یکی از پیچیده‌ترین تکنیک‌های دشمن، «وارونه‌سازی» مفاهیم است؛ فرایندی که طی آن، قربانی به جلاد، مقاومت به خشونت، و بت‌ستیزی به عقب‌ماندگی تبدیل می‌شود.

بَعل در فرهنگ دینی و تاریخی، نماد شرک، سلطه طاغوتی و استثمار انسان‌ها است. مبارزه با بت‌ها در سنت ابراهیمی، صرفاً تخریب سنگ و چوب نیست، بلکه نفی نظام سلطه و گفتمان فریبنده استکبار است. در گفتمان انقلاب اسلامی نیز «بت‌ستیزی» معنایی مدرن یافته و شامل مبارزه با سلطه رسانه‌ای، سرمایه‌داری وحشی و استعمار فرهنگی می‌شود.

تکنیک معاندان: چگونه وارونه‌سازی می‌کنند؟

رسانه‌های معاند با آگاهی کامل از بار معنوی این نمادها، تلاش می‌کنند تا «سوزاندن نمادین بت بَعل» را که نماد نفی سلطه است، به عنوان رفتاری افراطی، خشن و ضد فرهنگی بازنمایی کنند. آنها با بهره‌گیری از عملیات روانی، این اقدام را مساوی با واپس‌گرایی و دشمنی با صلح جهانی جلوه می‌دهند.

در این بازنمایی معکوس:
– مقاومت به «تروریسم» تبدیل می‌شود.
– سلطه رسانه‌ای غرب با عنوان «آزادی بیان» تقدیس می‌شود.
– و بت‌ستیزی به حذف دیگری و خشونت‌طلبی تفسیر می‌شود.

فضای مجازی؛ میدان مین روایت‌های تحریف‌شده

ویژگی‌های فضای مجازی مانند سرعت انتشار، فقدان مرجعیت و تولید انبوه محتوا، بستر مناسبی برای این جابجایی معنا فراهم کرده است. رسانه‌های معاند با استفاده از هشتگ‌سازی هدفمند، برش ویدئوها از متن اصلی، و تولید میم‌های احساسی، مخاطب بی‌دفاع را در برابر «واقعیت وارونه» قرار می‌دهند.

در چنین شرایطی، سوزاندن نمادین بت بَعل را می‌توان به مثابه «بازپس‌گیری معنا» تفسیر کرد. این کنش نمادین، یادآور این حقیقت است که بت‌ها چه از جنس سنگ باشند و چه از جنس رسانه، همگی ابزار سلطه‌اند.

مقابله با این جنگ ترکیبی نیازمند یک مجهزسازی فکری در دو سطح است:

*ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه برای شناسایی تکنیک‌های وارونه‌سازی.
*تولید روایت‌های بدیل قدرتمند که بتوانند نمادها را از نو معنا کرده و ابتکار عمل را در جنگ نرم به دست گیرند.

تنها با تبیین هوشمندانه ارزش‌ها و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن است که می‌توان در این میدان نابرابر اما سرنوشت‌ساز، پیروز میدان روایت بود.