وصیتی که بوی اشک و ایمان می‌دهد

شهید «سیدمجتبی علمدار» در وصیت‌نامه خود بیان کرد: وصیت میکنم مرا در گلزار شهدای ساری دفن کنند و تنها امید من که همان دستمال سبزی است که همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده و به اشک چشم دوستانم متبرک شده را برروی صورتم بگذارند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بلاغ» به نقل از نوید شاهد؛ شهید «سیدمجتبی علمدار» یازدهم دی ماه ۱۳۴۵، در شهرستان ساری به دنیا آمد. پدرش سید رمضان و مادرش نوذرنام داشت. تا مقطع متوسطه درس خواند. ازدواج کرد. از سوی بسیج وارد جبهه شد. یازدهم دی ماه ۱۳۷۵، در بیمارستان امام ساری بر اثر عوارض شیمیایی، شهید شد. پیکر او در گلزار ملا مجدالدین شهرستان ساری به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت‌نامه شهید «سیدمجتبی علمدار»‌

وصیت میکنم مرا در گلزار شهدا ساری دفن کنند و تنها امید من که همان دستمال سبزی است که همیشه در مجالس و محافل مذهبی همراه من بوده و به اشک چشم دوستانم متبرک شده را بروی صورتم بگذارند و قبل از آنکه مرا در قبر بگذارند، مداحی داخل قبرم برود و مصیبت جده غریبم فاطمه زهرا (س) و جده غریبم حسین (ع) را بخواند و از مستمعین گرامی میخواهم که اشک چشمشان را در داخل قبر من بریزند تا در ظلمت قبر نوری شود و این را باور کنید که از اعماق قلبم میگویم من از ظلمت قبر و فشار قبر خیلی میترسم شما را به حق پنج تن آل عبا تا میتوانید برایم دعا کنید و نماز شب اول قبر برایم بخوانید و زمانی که زیر تابوت مرا گرفتید و بسوی آرامگاه می‌برید تا میتوانید مهدی (عج) و فاطمه (س) را صدا بزنید.

تنها امید من دستمال سبز است

انتهای خبر/